|
هنر و جنون
- جنون بسط شعور در جهت قوس نزولي آن و يا بسط پريشاني اعصاب در قلمرو و ميدان شعور است. - جنون عكس تصوير نبوغ در آيينهي شكستهي شعور است. - جنون مشتق از جن و جن در فرهنگ عرف مترادف با ترس و تاريكي است. - شعر يعني رهايي، رهايي از رنجها و شكنجهها. - هنگامي كه انسان از زخمهاي زندگي و از دردهاي درون خود رنج ميبرد، يك نوع كشش و نياز الزام آوري او را وا ميدارد كه فشارها و فريادهاي درون را از راهي خارج و به نحوي بازگو نمايد. و چه بسا كه همين عمل ساده يا تخليه، او را از دغدغه و دلهره نجات بخشيده و به آرامش نسبي ميرسند. - گوته : (شعر يعني رهايي) و اين كلام نه تنها در مورد شعر بلكه در مورد هر گونه اثر هنري صادق است. - هنر به معناي عالي كلام ميتواند موجب صافي روان، تسكيه نفس و تصفيه باطن گردد و اين عقيدهاي است كه اولين بار ارسطو آن را شستشوي مغز بيان نمود كه براي آن بايد به آموزش دانش و هنر پرداخت. - چون تراوش عقل و انديشه از مسير زبان و سخن جاري ميشود، زبان را بايد از ابهام كلام به دور نگاه داشت. انسان مختار خواهد بود اگر، ارادهي او متابعت با عقل كند و اگر متابعت هوس نمايد برده خواهد شد. پس آزادي در پيروي از عقل است و پيروي از عقل يعني قبول راه و رسم عدالت و نيكي و درستي و پاكي. - عقل با دانش بسط مييابد و سرانجام اين دانش است كه مايهي مختاريت و آزادي انسان را فراهم ميآورد. - رهايي هنرمند از راه تفسير روياهاست. بر گرفته از كتاب هنر و جنون اثر استاد نصراله معمّائي
اولین شعر
حافظ آخرين مطالب وبلاگ
بدبخت دیدید؟بهارههه آی بهارهههه چه می دونم !!! سردرگم مرا عاشق ترین دیوانه ی مجنون نخوان... همسفر ياد ياران یازدهمین عصر شعر موعود کوچ شعری که خیلی دوست دارم فاجعه مسئولیت وقت رفتن نا سازگاری سلام دوباره گرد گيري تظاهر سفر دومين روز . . . خيال ابريشمي رسم دنیا ... غریزه جنسی زندان معشوق میخواهمت چنان که تن خسته خواب را ... صدا گاهي اوقات خيلي اتفاقات ميافته ولي در اصل هيچ اتفاقي نيفتاده هنر و جنون اولین شعر |