تبليغاتX
باران






چه می دونم !!!

تا وقتی یاد نگرفتی حرف بزنی ساکت بمان.


رفتن تنها راه رسیدن نیست ولی برای رسیدن باید رفت.

تاريخ ارسال : شنبه 3 اسفند1387
نويسنده مطلب : باران
موضوع مطلب : عمومي


یازدهمین عصر شعر موعود
امروز امیر در میخانه تویی تو           

فریادرس ناله مستانه تویی تو  

مرغ دل ما را که به کس رام نگردد

آرام تویی دام تویی دانه تویی تو

امسال هم موعد موعود رسید...
یازدهمین عصر شعر موعود به مناسبت سالروز میلاد حضرت قائم با موضوع انتظار در ۲۳ مرداد ماه برگزار خواهد شد که امسال علاوه بر عصر شعر مسابقه شعر موعود نیز با داوری اساتید مجرب برگزار می شود.
می‌توانید برای کسب اطلاعات بیشتر با آدرس:
 http://www.moudpoem.blogfa.com و شماره ۰۹۱۹۳۳۰۵۱۷۴
با دبیرخانه عصرشعر ارتباط برقرار کنید یا می‌توانید آثارخود را به آدرس MEHDOOD1@YAHOO.COM ارسال نموده و پس از قرار گرفتن اشعار شما در بولتن عصر شعر در مسابقه شرکت نمایید و در صورت کسب رتبه برای اهدای جوایز از شما دعوت به عمل خواهد آمد.

تاريخ ارسال : سه شنبه 28 خرداد1387
نويسنده مطلب : باران
موضوع مطلب : عمومي


کوچ
این مطلب چند روزیه روی دیواره محل کارم روبرومه، که متاسفانه تا به حال زیاد بهش توجه نکرده بودم ولی وقتی خوندمش یه حسی بهم دست داد یه آرامش خاص در عین حال یه اضطراب شدید. واقعا درسته...

عجب از این عقل باژگونه كه ما را در جست و جوی شهدا به قبرستان‌ها می‌كشاند!

مگر نه آنكه گردن‌ها را باریك آفریده‌اند

 تا در مقتل كربلای عشق آسان‌تر بریده شوند؟

 و مگر نه آنكه از پسر آدم، عهدی ازلی ستانده‌اند

 كه حسین را از سر خویش بیش‌تر دوست داشته باشد؟

و مگر نه آنكه خانه‌ی تن راه فرسودگی می‌پیماید

تا خانه‌ی روح آباد شود؟

 و مگر این عاشق بی‌قرار را بر این سفینه‌ی سرگردان آسمانی،

كه كره‌ی زمین باشد، برای ماندن در اصطبل خواب و خور آفریده‌اند؟ و مگر از درون این

خاك اگر نردبانی به آسمان نباشد،

جز كرم‌هایی فربه و تن‌پرور بر می‌آید؟

پس اگر مقصد را نه اینجا، در زیر این سقف‌های دلتنگ و در پس این پنجره‌های كوچك

كه به كوچه‌هایی بن‌بست باز می‌شوند نمی‌توان جست،  بهتر آنكه پرنده‌ی روح، دل

در قفس نبندد. پس اگر مقصد پرواز است، قفس ویران بهتر.

 پرستویی كه مقصد را در كوچ می‌بیند، از ویرانی لانه‌اش نمی‌هراسد.    

                                               << شهید آوینی>>

تاريخ ارسال : یکشنبه 19 خرداد1387
نويسنده مطلب : باران
موضوع مطلب : عمومي


سلام دوباره
سلام
می دونید قضیه چیه؟
من تو محل کارم، با وبلاگ و وبلاگ نویسی سر و کار دارم.
وقتی تعطیل میشم، وبلاگ نویسی هم تعطیل میشه.

ولی دلم براتون تنگ شده بود. امیدوارم خوش گذشته باشه. سال خوبی براتون آرزو میکنم.

امسال سالیه که  هر کاری که دوست دارید میتونید انجام بدید (هر کاری میشه انجام داد). فقط آستین ها رو بالا بزنید، کمر همت رو ببندید و یه یا علی بگید. بقیش رو توکل کنید به خدا.

فقط خواستم بگم که از امروز دوباره هستم در خدمتتون.

تاريخ ارسال : دوشنبه 19 فروردین1387
نويسنده مطلب : باران
موضوع مطلب : عمومي


غریزه جنسی
بحث كلاس اخلاقمون در مورد غريزه جنسي بود كه اين باعث شد، من نظرم رو اينجا بيان كنم :
در مورد روابط جنسی نمي‌شود منكر چيزي شد كه به صورت غريزي در ذات هر موجودي هست و از فلق تا شفق با آن دست و پنجه نرم مي كنند ولي مي شود تدبيري انديشيد كه در انحصار آن قرار نگيري ،اين به آن منظور نيست كه همه‌ي اين اميال را سركوب كنيم بلكه اعتدال در هر زمينه‌اي موجب شكوفايي استعداد‌هاي فردي و اجتماعي ميشود.
در اين مورد بايد كاري كرد كه اين نياز به عنوان يك نياز مبرم و اعتياد آور مورد توجه قرار نگيرد، تا بخواهيم در هر شرايط رفع نياز كنيم. بله، هم آغوشي و هم بستري با كسي كه مورد محبت او قرار گرفته‌ايد لذت بخش است ولي هر دوست داشتني ارزش اين ارتباط مقدس را ندارد ...
تاريخ ارسال : چهارشنبه 10 بهمن1386
نويسنده مطلب : باران
موضوع مطلب : عمومي


هنر و جنون
- جنون بسط شعور در جهت قوس نزولي آن و يا بسط پريشاني اعصاب در قلمرو و ميدان شعور است.
- جنون عكس تصوير نبوغ در آيينه‌ي شكسته‌ي شعور است.
- جنون مشتق از جن و جن در فرهنگ عرف مترادف با ترس و تاريكي است.
- شعر يعني رهايي، رهايي از رنج‌ها و شكنجه‌ها.
- هنگامي كه انسان از زخم‌هاي زندگي و از دردهاي درون خود رنج مي‌برد، يك نوع كشش و نياز الزام آوري او را وا مي‌دارد كه فشارها و فريادهاي درون را از راهي خارج و به نحوي بازگو نمايد. و چه بسا كه همين عمل ساده يا تخليه، او را از دغدغه و دلهره نجات بخشيده و به آرامش نسبي مي‌رسند.
- گوته : (شعر يعني رهايي) و اين كلام نه تنها در مورد شعر بلكه در مورد هر گونه اثر هنري صادق است.
- هنر به معناي عالي كلام مي‌تواند موجب صافي روان، تسكيه نفس و تصفيه باطن گردد و اين عقيده‌اي است كه اولين بار ارسطو آن را شستشوي مغز بيان نمود كه براي آن بايد به آموزش دانش و هنر پرداخت.
- چون تراوش عقل و انديشه از مسير زبان و سخن جاري مي‌شود، زبان را بايد از ابهام كلام به دور نگاه داشت. انسان مختار خواهد بود اگر، اراده‌ي او متابعت با عقل كند و اگر متابعت هوس نمايد برده خواهد شد. پس آزادي در پيروي از عقل است و پيروي از عقل يعني قبول راه و رسم عدالت و نيكي و درستي و پاكي.
- عقل با دانش بسط مي‌يابد و سرانجام اين دانش است كه مايه‌ي مختاريت و آزادي انسان را فراهم مي‌آورد.
- رهايي هنرمند از راه تفسير روياهاست.
بر گرفته از كتاب هنر و جنون اثر استاد نصراله معمّائي
تاريخ ارسال : پنجشنبه 27 دی1386
نويسنده مطلب : باران
موضوع مطلب : عمومي


آخرين مطالب وبلاگ
بدبخت دیدید؟
بهاره‌ه‌ه آی بهاره‌ه‌ه‌ه
چه می دونم !!!
سردرگم
مرا عاشق ترین دیوانه ی مجنون نخوان...
همسفر
ياد ياران
یازدهمین عصر شعر موعود
کوچ
شعری که خیلی دوست دارم
فاجعه
مسئولیت
وقت رفتن
نا سازگاری
سلام دوباره
گرد گيري
تظاهر
سفر
دومين روز . . .
خيال ابريشمي
رسم دنیا ...
غریزه جنسی
زندان
معشوق
می‌خواهمت چنان که تن خسته خواب را ...
صدا
گاهي اوقات خيلي اتفاقات مي‌افته ولي در اصل هيچ اتفاقي نيفتاده
هنر و جنون
اولین شعر

All Rights Reserved By SNowball