|
گرد گيري
پيشاپيش عيدو بهتون تبريك مي گم نميخواي خونه تكوني كني؟ يه دستي به سروگوش دلت بكشي؟ تا حالا نشستي با خودت فكر كني تو اين يه سال چي كار كردي؟ چه برنامهاي داشتي، تا چه حدي با برنامت پيش رفتي؟ لحظه به لحظه داره از عمرمون كم ميشه ولي اي دل غافل ... ديشب خواستم مثلا عمر بيست سالمو مرور كنم ولي ذهنم انقدر درگير شد كه همون اولاي راه موندم، اگه پيش ميرفتم كه نابود ميشدم، چقدر اشتباه، چقدر بي راهه، يه گردگيريه درستوحسابي لازمه تا اين دلم سر و سامون بگيره. بايد خاطراتمو دستهبندي و بايگاني كنم، بايد افكارمو ساماندهي كنم. تنهايي نميشه خونه تكوني كرد، خسته ميشم، دوستان نميخوان كمك كنن؟ يا علي، اگه شما هم كمك خواستيد در خدمتم... سالي سرشار از موفقيت براتون آرزو ميكنم. آخرين مطالب وبلاگ
بدبخت دیدید؟بهارههه آی بهارهههه چه می دونم !!! سردرگم مرا عاشق ترین دیوانه ی مجنون نخوان... همسفر ياد ياران یازدهمین عصر شعر موعود کوچ شعری که خیلی دوست دارم فاجعه مسئولیت وقت رفتن نا سازگاری سلام دوباره گرد گيري تظاهر سفر دومين روز . . . خيال ابريشمي رسم دنیا ... غریزه جنسی زندان معشوق میخواهمت چنان که تن خسته خواب را ... صدا گاهي اوقات خيلي اتفاقات ميافته ولي در اصل هيچ اتفاقي نيفتاده هنر و جنون اولین شعر |